آیینه هایی از جنس خون
روزگار عجیبی است. فرنگ رفته ها می گویند وسط فیلم و برنامه های تلوزیون همه چیز قطع می شود و دوربین وسط جنگل یا باغ وحش را نشان می دهد، که چی؟! هیچی بچه پاندایی قدم رنجه فرموده به دنیا پا نهاده! اما….
قطعه ای دیگر از کره خاکی، از هوا و زمین آتش می بارد، قنداق بچه ها کفن هایشان میشود، مادر و فرزند در آغوش یکدیگر جان می دهند، بیماران روی تخت بیمارستان جان می دهند، اهل خانه با خانه شان مدفون می شوند. ولی کک هیچ کس نمی گزد! روزها می گذرند و می گذرند و می گذرند،
امرای کشورهای حاشیه خلیج فارس را لابد دیده ای، آنقدر خورده اند و خفته اند و …. که چشم هاشان کور و گوش هاشان کر شده و نمی فهمند دلارهای نفتی شان چگونه به مردم غزه هدیه می شود! آنهایی که نزدیکیشان را به یکدیگر نه به واسطه انسان بودن، نه به واسطه مسلمان بودن بلکه به واسطه عرب بودنشان می دانند، امروز سکوت کرده اند و لب به سخن نمی گشایند. شاید به خاطر این این است که می ترسند اگر جلو دوربین بیایند، لنگه کفشی نثارشان شود و با آن هیکل عالم گیرشان نتوانند حرکت کنند و در عمر بی برکتشان کتکی بخورند.
اکنون غزه آیینه ایست که عمق بیغیرتی جهان عرب را نشان می دهد. مصر، کشور عربی گذرگاههای حیاتی خود را بسته، ورود و خروج را ممنوع کرده تا وفاداری خود به اسراییل را به رخ دیگر کشورهای عربی بکشاند. عربستان نفت هواپیماهای اسراییلی را تأمین می کند، بقیه پول می دهند و … . ولی همه با هم در یک چیز یکصدا هستند، همه با هم می گویند: فلسطینیان باید از پای بنشینند! جالب است! به جای اینکه ظالم را انذار کنند، بر سر مظلوم می کوبند!
به کشورهای اروپایی و آمریکا که هیچ چشم امیدی دوخته نشده، ولی دول اسلامی هم ناکارآمدی خود را در اعمال فشارهای بین المللی به اسراییل نشان داده اند. حداقل کاری که می شود انجام داد، به غیر از محکوم کردن، قطع کردن رابطه اقتصادی با اسراییل و صهیونیسم بین الملل است. نمی میرید اگر به جای خرید از اجناس اسراییلی از اجناس داخلی یا لااقل کشورهای دیگر استفاده کنید. هرچند داخل کشور خودمان هم وضع جالبی برقرار نیست. خیلی ها متوجه نیستند به جز گریه کردن برای فلسطینیان و فحش دادن به اسراییلیان می توان با تحریم کالاهای اسراییلی ضربه محکمتری به آنان وارد ساخت.
