بایگانی

Archive for the ‘دیدگاه من’ Category

در باب وقف دانشگاه آزاد

فکر نکنم کسی باشد در این مملکت که خبری از عزم هیئت موسس دانشگاه آزاد برای وقف اموال و دارایی های آن نشنیده باشد. نظر شما چیست؟

خب شما نظرتان را برایم ارسال می کنید، اما نظر من:

من یک دانشجوی دانشگاه آزاد هستم. و در رابطه با دانشگاهم حق اظهار نظر دارم! (اقلا امیدش را دارم!!!) و این را نه تنها من، بلکه تمام کسانی که در یکی از آزمونهای متعلق به دانشگاه آزاد شرکت کرده اند، اول دفترچه ثبت نام خوانده اند که دانشگاه آزاد متعلق به هیچ شخص و نهادی نیست و به مردم تعلق دارد. و از این حرفها. این یعنی اینکه دانشگاه آزاد نه مال آقای هاشمی است، نه مال فرزندانشان، نه مال آقای جاسبی، نه هیچ کس دیگر. البته هر نهادی نیاز به سیستم مدیریت کلان دارد و آقای دکتر جاسبی، به عنوان ریاست عالیه دانشگاه آزاد تحت توجهات هیئت امنا و هیئت موسس آن سالهاست که بر این مسند تکیه زده اند. ولی این به معنی آن نیست که اینان مالکان این دانشگاهند.

راستش را بخواهید من فکر می کنم مالک دانشگاه آزاد، دانشجویان و فارغ التحصیلان آن هستند. یعنی بنده و امثال بنده که کم هم نیستیم، یه چیزی در حدود چند میلیون نفر! خب به هرحال این دانشگاه با پول امثال بنده توانسته این همه رشد و توسعه پیدا کند، پا بگیرد، حرفی برای گفتن داشته باشد. پس اگر قرار باشد تغییر و تحولی بنیادین در این دانشگاه داده شود، هیچ کس به اندازه‌ی ما ها مستحق تصمیم گیری در آن نیست.

من و خیلی افراد دیگر هم راضی نیستیم اموالی که در اختیار این دانشگاه قرار دادیم، وقف گردد. اصلا چه کسی می تواند مالی را وقف کند؟ شرعا و قانونا مالک آن. پس آقای هاشمی و جاسبی بر چه اساس و مبنایی صحبت از وقف اموال دانشگاه آزاد می زنند؟ مگر دارایی شخصی ایشان است؟

همه می دانند که بحث وقف اموال دانشگاه آزاد فرار به جلو برای در رفتن از زیر بار پاسخگویی به سوالات و شبهاتی است که در مورد سیستم مدیریت کلان آن وارد شده است. اگر این سوالات بی پاسخ بماند و اینگونه فرار به جلو صورت گیرد، وجاهت آقایان تصمیم گیر در این خصوص تماما زیر سوال می رود. و البته از این بی تدبیری ها و بی تقوایی ها، دودش تنها در چشم ما دانشجویان می رود (در باب نحوه و چرایی آن بعدها مبسوط خواهم نوشت، اگر عمری باقی بماند و ما هم دانشجو بمانیم تا درسمان تمام شود!)

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقد و بخارا را

البته حافظ از کیسه خلیفه می بخشد. در جوابش باید گفت:

هر آنکس چیز می بخشد، ز جیب خویش می بخشد

نه چون جاسبی که می بخشد ز جیب ما و استادها

خاک بر سر ما …..

خاک بر سر ما وقتی اینگونه برای یک اجنبی دست و پا می زنیم و از ولی نعمت خود غافلیم!

Add to FacebookAdd to DiggAdd to Del.icio.usAdd to StumbleuponAdd to RedditAdd to BlinklistAdd to TwitterAdd to TechnoratiAdd to FurlAdd to Newsvine

آخرین زور خاتمی

درود بر سه سید فاطمی
خمینی و خامنه ای، خاتمی

هنوز فکر کنم کارت تبلیغاتی انتخابات 76 که شعار بالا روی آن نوشته شده بود را داشته باشم. شعار جالبی بود اما فقط یکی دو سال زمان لازم بود که خاتمی و یارانش زمزمه عبور از دو سید اول را سر دهند. در انتخابات امسال هم که قانون مداری را شعار خود کردند، تنها چند روز زمان لازم بود از این شعار خودشان باز هم عبور کنند. “رفراندوم آزاد با نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام”

khatami

اما الان که با خودم فکر می کنم می بینم بد هم نمی شد اگر یه چیزی تو همین مایه ها برگزار می شد. اصلا همین رفراندوم بر فرض محال برگزار شود. نتیجه قطعا جالب خواهد بود. اگر نیم نگاهی به قبل از انتخابات داشته باشیم و آراء و صحبتهای جماعت اصلاح طلب را مروری کنیم ، بارها عبارت رفراندوم را که برای انتخابات 22 خرداد استفاده کرده اند مشاهده می کنیم. اگر اون انتخابات را رفراندوم می خواندند پس چرا نتیجه اش را قبول نکردند؟ تازه گیریم که رفراندومی هم برگزار شود مثلا چه شرایطی بوجود آمده که یک هو آقایان چند میلیون رأی برای خود جمع کرده اند؟ در این مدت جز آشوب و بلوا و دعوا کاری کرده اند؟

با این حال ما که بخیل نیستیم، شرایط برگزاری رفراندوم قانونی هم که برقرار نیست، پس بگذار خاتمی هم آخرین روزش را بزند و تمام آنچه که در چنته دارد رو کند.

در همین رابطه بخوانید:

نامه سرگشاده 22 انجمن اسلامي دانشجويان خطاب به آقاي خاتمي

من با خاتمي موافقم!

رود جاریست، شنا می کنید یا خود را رها می سازید؟

انسان همواره در حال گذر است. از چیزی به چیز دیگر، از جایی به جای دیگر. هیچ دو روز آدم کاملا با یکدیگر یکسان نیستند. ممکن است امروز همان کارهایی را انجام دهید که دیروز انجام داده بودید و همه چیز را بین این دو مشترک ببینید اما امروز باز نسبت به دیروز یک چیز بیشتر دارد. شما یک روز دیگر به عمرگذشته تان اضافه کردید و روزی هم از عمر باقیمانده تان کم شده است.

براستی اگر در یک رودخانه روان قرار بگیریم چه می کنیم؟ دو حالت بیشتر وجود ندارد: یا شنا می کنیم (یا حرفه ای یا دست و پا شکسته) یا خود را رها می کنیم. در حالت اول: اگر شنا کردیم و در نهایت به ساحل امن رسیدیم، مورد تحسین همگانیم. اگر شنا کردیم ولی غرق شدیم لااقل مطمئنیم که سعیمان را کرده ایم و شماتت دیگران در ما اثری ندارد. اما در حالت دوم: اگر خود را رها کردیم، یا به مقصد می رسیم که خودمانی ها به این نوع رسیدن می گویند مرده خوری! چون رسنده هیچ عمل موثری برای رسیدن انجام نمی دهد. و اگر هم غرق شدیم جای هیچ اعتراضی وجود ندارد.

اما به راستی تا به حال دیده اید کسی کج دار و مریز به جایی برسد؟ یا با رها کردن خود از هر چیزی به مطلوب برسد؟ حقیقت امر این است که جز در فیلم های تخیلی! کسی چنین چیزی سراغ ندارد. پس در نهایت دو صورت بیشتر محتمل نیست. یکی اینکه شما شناگر ماهری باشید و خود را سالم به ساحل امن برسانید و دیگر اینکه غرق شوید و نابود!

سلسله مطالبی که بیان خواهم کرد، حول  عنوان(تیتر) این مطلب سیر خواهد کرد. شاید سوال هایی در ذهنتان ایجاد شده باشد، مثل : ساحل امن کجاست؟ شنا چیست؟ شناگر ماهر کیست؟ رودخانه کجاست؟ یا اصلا الزام بحث چیست؟

ادامه دارد…

به خاطر مردم اهواز؛ چرا امروز؟

امروز صبح زود از خواب بیدار شدم. ساعت ۸ رفتم دانشگاه. پرنده پر نمی زد. در فنی مهندسی که رسیدم یکی از نیروها خدمات که داشت پله ها و ورودی رو میشست گفت: کجا آقا تعطیله! گفتم برا چی آخه کلاس دارم! گفت دیشب اخبار اعلام کرده فردا به علت شرایط بد هوا همه چی تعطیله! گفتم: دیشب؟! مطمئنی کلاسی نیست؟
گفت: باور نداری بیا برو ببین
منم رفتم تنها چیزی که دیدم ساختمان خاموش و تاریک فنی مهندسی بود. یادم نیست چند تا فحش نثار مسئولین استان کردم چون از دیروز هوا خوب شده بود. نکته اینجاست. تا حالا به جز یک روز که دو سال پیش بود یادم نمیاد به خاطر هوای نامساعد ادارات و ارگانها و کلا همه چی رو تعطیل کرده باشند. اما این بار فرق داشت. این بار گرد و خاک به تهران رسیده بود. در تصاویر آن چیزی که دیدم هوایی بود که دیگر نسبتا برای ما مردم اهواز عادی بود. اما چرا این هوا تهران رو تعطیل می کنه؛ هوایی که میزان گرد و غبارش ۳ برابر میزان استاندارد است ولی اهواز روزهایی که میزان آلایندگیش ۲۰ برابر استاندارد است یا روزهایی که دما به ۵۰ درجه و بالاتر از آن می رسد هیچ مسئولی ککش نمی گزد!
شاید فکر کنید من الان نشستم تو خونه خودم و هر دلم بخواد می می نویسم. اماخانواده بنده که چند ماهی است ساکن قم شده اند در تعجب اند که چرا با آن وضع هوا دو روز قم تعطیل شده است ولی اهواز … .
عیبی ندارد. ما عادت کرده ایم به اینکه همیشه بعد از دیگران حرکت کنیم! حتی اگر زیر خاک مدفون شویم.
اینکه چرا استانداری خوزستان بعد از ۲ روز که هوا صاف شده استان را تعطیل کرده تقریبا واضح است. آقایان می ترسند مردم خوزستان صدایشان دربیاید. که اگر هم دربیاید به ناحق نیست.

نکته: این جمله آخر رو جون مادرتون درست برداشت کنید!
خداحافظ