شهید جاسم نادری نژاد
وصیتنامه:
ان الله اشتري من المؤمنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون …
خدا جان و مال اهل ايمان را به جاي بهشت خريداري كرده، آنهائي كه در راه خدا كارزار ميكنند پس ميكشند و كشته ميشوند …
خـدايـا براي چندمين بار است كه وصيت نامه مينويسم هر روز شاهد شهادت برادران و دوستانم هستم ديگر خسته شده ام خدايا تا حالا خدمتي به اسلام و مسلمين نكرده ام، خداوندا تا حالا چندمين بار است كه بسويت ميآيم و بعلت اينكه ناخالصي در من است مرا ببخش و شايد با شهادتم گناهانم پاك شود.
(اي آنكه احسانت هميشه بر خلق ريزانست، اي آنكه دو دستت بعطابخشي باز است صاحب بخشهاي ارجمند).
خـداونـدا تو نيكوكرداري و ما بدكرداران پس بگذر پروردگار از زشتي ما به نيكي آنچه نزد تو است. خداوندا همه چيز ما دعا است.
باري مـادر جـان اميدوارم كه مرا ببخشي زيرا تو را خيلي دوست دارم تو نه فقط برايم يك مادر بلكه بعد از فوت پدرم يك پدر بودي. باري مادر ميدانم كه اگر خبر شهادتم به دستت برسد خيلي ناراحت ميشوي و اميدوارم كه ناراحت نشوي زيرا من اين را انتخاب كرده ام و اميدوارم برادرانم و خواهرم را چنان تربيت كني كه بتوانند به اسلام خدمت كنند.
باري نـاصـر و خـواهـر و منصـور شما را خيلي دوست دارم اميدوارم بعد از من مادر عزيزم را ناراحت نكنيد. ناصر بعد از من تو سرپرست خانواده هستي خواهر و تو بايد راه فاطمه را بروي و باري منصور عزيزم وقتي به تو رسيده ام نميدانم چرا گريه ميكنم، ميدانم تو خيلي كوچك و قلبي پاك داري و ميدانم كه تو خواب شهادتم را ديده اي ميدانم تو اين قدر استقامت داري و شجاع هستي و فردا ميتواني بيشتر از من خدمت كني و ميتواني بعد از شهادتم مادر را از غصه و ناراحتي دربياوري زيرا منصور تو ميداني كه عاشق خدا شده ام.
آن كس كه تو را شناخت جان را چه كند فـرزنـد و عيـال و خـانمـان را چــه كنــد
ديــوانـه كنـي هـر دو جهــانـش بخشـي ديــوانــه تــو هـر دو جهــان را چـه كنـد
اميدوارم كه برادران و دوستان اگر ناراحتي از من ديده اند در راه خدا ببخشند.
اللهم اغفرلنا و ارحمنا و عافنا و اعفتنا في الدنيا و الاخره انك علي كل شيي قدير.
« خدايا خدايا تا انقلاب مهدي خميني را نگه دار »
14/11/60
« وصيتي به برادران مسجد »
بسم الله الرحمن الرحيم
وصيت من اين است كه جسدم را در مسجد برند تا يك بار ديگر با مسجد پيوندم را مستحكم كنم زيرا اين مساجد است كه محمدها ، علي ها ، حسين ها ، منصورها را ميسازد از شمائي كه در مسجد هستيد برادران (جبار، حسن، مسعود، پرك، مؤذن) از شما يك خواهش ميكنم و آن اين است پيوندتان را هر چه بيشتر كنيد زيرا شما راه شهدا را ادامه ميدهيد و از شماها ميخواهم كه به مادرم و برادر و خواهرم بگوييد كه جاسم به جاي خوبي رفت و خيلي خوشحال بود شماها هم خوشحال باشيد. مقداري لباس دارم و يك اوركت سياه كه پهلوي مسعود مالكي است كه آن اوركت براي خودش است و ديگر يك وصيتي ديگري دارم كه در كيف سياه در ساك ورزشي است ديگر عرضي ندارم.
« والسلام »
« مسجد سنگر است سنگرها را حفظ كنيد.»
« امام خميني »
_________________________________________________________________
خاطره:
شكارچي تانك
درس ايمان وشجاعت را در مكتب اهل بيت آموخته بود. از ضريب هوشي بالايي برخوردار و شناسايي هاي او بي عيب و نقص بودند. دقايقي قبل از عمليات مثل يك قطره آب ناپديد مي شد ودر گرما گرم عمليات،با انفجار تانك ها و نفربرهاي دشمن شور ايمان دردل ياران و سربازان مهدي (عج) بر مي انگيخت.در پايان هر نبرد جاسم هم مانند ديگر نيروهـــا با گامهايي استوار اما متواضع خود را به خيل ياران مي رساند . در عمليات چزابه زماني كه نيروها به ناپديد شدن هاي جاسم پي برده بودند و انفجار تانكها روحيه ي آنها را دو چندان كرده بود، هر چه انتظار كشيدند از شكارچي تانك خبري نشد زيرا ˝جاسم نادري نژاد˝ درآن عمليات با بالهاي خونين سوار بر بال ملايك تا آستان دوست پرواز كرده بود.
راوي : هم رزم شهيد
شكارچي تانك
درس ايمان وشجاعت را در مكتب اهل بيت آموخته بود. از ضريب هوشي بالايي برخوردار و شناسايي هاي او بي عيب و نقص بودند. دقايقي قبل از عمليات مثل يك قطره آب ناپديد مي شد ودر گرما گرم عمليات،با انفجار تانك ها و نفربرهاي دشمن شور ايمان دردل ياران و سربازان مهدي (عج) بر مي انگيخت.در پايان هر نبرد جاسم هم مانند ديگر نيروهـــا با گامهايي استوار اما متواضع خود را به خيل ياران مي رساند . در عمليات چزابه زماني كه نيروها به ناپديد شدن هاي جاسم پي برده بودند و انفجار تانكها روحيه ي آنها را دو چندان كرده بود، هر چه انتظار كشيدند از شكارچي تانك خبري نشد زيرا ˝جاسم نادري نژاد˝ درآن عمليات با بالهاي خونين سوار بر بال ملايك تا آستان دوست پرواز كرده بود.


ببین سید جان!
هم فرمایش آقا درست هم کاری که حضرت عالی می کنی احسنت داره. اما این اقل کاری هاییه که باید انجام بشه. حتی اون کاری که به ذهن ت زده بود که گفتی اگه دغدغه ی معاش نداشتیم… اون هم کار بزرگی نیست. ولی خیلی از این کارهای درمقیاس های بزرگ باید انجام بشه. یعنی باید انجام بدیم. با یه حساب سر انگشتی هم که حساب کنیم لااقل باید حمله هایی رو که شده باید جواب بدیم. حمله هایی که برای از بین بردن یاد شهدا می شه. برای ضدیت با شهدا و دفاع مقدس و جهاد شده و می شه.
تازه بعد شم باید طراحی حمله هم داشته باشیم.
ببخشید البته شاید انتظار همچین کامنتی رو نداشتی شرمنده، دست خودم نبود به یاد خیلی از مظلومیت ها و نامردی هایی افتادم که…
خلاصه در کل ببخشید
یا علی
هر چند که باید با خدا اجرت بده شروع می کردم!
?
خب آدم هرکاری که از دستش بر میاد باید انجام بده دیگه. هر کسی به وسع خودش به اندازه توان خودش. تکلیف هم به اندازه وسع و توان آدم هاست.