شهید پرویز صداقت فر


شهید پرویز صداقت فر

Sadaqt-fr-psd

وصیتنامه:

اين بـراي چنـدمين بـار است كه اقـدام بـه وصيـت نـامه نوشتن مي كنم ولي تاكنون توفيق شهادت نصيب من نشده و اين را مي توانم بحساب گناهاني بگذارم كه انجام داده ام، بخاطر قلب سياهي كه در كالبدم جاي دارد كه اميدوارم خدا خودش مرا مورد آمرزش قرار دهد البته بوسيله دعاهاي شما برادران.

باري اولين وصيتي كه از شما برادران دارم اينست همانطور كه ميدانيد اين انقلاب خونهاي هزاران شهيد و معلول و مجروح است و اين يك مسئوليت خطيري است كه بر دوش ما گذاشته شده و آن ترويج انقلاب به سراسر جهان است پس ما هم بايد با كمال جديت آنرا پيش ببريم تا خون شهيدانمان از بين نرود.

يادم مي آيد زماني كه يكي از دوستانم مي گفت اين انقلاب پا نمي گيرد و اگر اينطور شود مي روم كلاه ميخرم و بر سر قبر شهيدان مي گذارم. پرسيدم منظورت چيست؟ گفت:‌ منظورم اينست كه به شهيدان بگويم كلاه سرتان رفته، در اينجا به او پرخاش كردم و گفتم اين كلاه هائي كه مي خواهي بخري براي خودت بخر، زيرا اين تو هستي كه كلاه سرت رفته. چون هيچ خدمتي براي انقلاب انجام ندادي و به گفتة‌ امام « هي نگوئيد انقلاب براي ما چه كرد بگوئيد ما براي انقلاب چه كرديم » پس برادران به شما توصيه مي كنم كه هر چه بيشتر در مقابل ضد انقلاب ايستادگي كنيد. وصيت ديگرم به شما برادران اينست كه خودتان را از مسجد جدا نكنيد و مانند مسيحيان مسجد را فقط براي عبادت كـردن خـواسته نبـاشيد بـه گفتـه امـام كه مي گويد « مسجد سنگر است، سنگرها را پر كنيـد. سنگرها را حفظ كنيد » و در جاي ديگر مي گويد « در صدر اسلام لشكرها از مسجد بيرون مي آمدند » و اين را مي رساند كه « ما هميشه بايد دين را نبايد از سياست بدور بدانيم » من در اين مدتي كه در مسجد بودم نتوانستم چنانكه بايد و شايد خدمتي انجام دهم ولي اميدوارم كه برادران در نبودن من در امر پيشبرد اهاف انقلاب كه از مسجد سرچشمه مي گيرد بيشتر از پيش كوشش كنيد. انشاءالله . وصيت سومي كه به شما برادران دارم اينست كه اميدوارم مرا از صميم قبل ببخشيد و ديگر اينكه اگر خواستيد مرا خوشحال كنيد دو ركعت نماز به نيتم بخوانيد. خداوندا از اينكه نتوانستم كاري مثمر ثمر براي اسلام انجام دهم مرا ببخش. انشاءالله

سلام مرا به دوستان و آشنايان برسانيد از تمام برادران در مسجد طلب بخشش مي كنم و اميدوارم همة شما در تمام لحظات زندگي پيروزمند باشيد. و امّا مادرم، مادر عزيزم اي كسيكه مرا با تمام مشقات زندگي بزرگ كردي ميدانم كه نتوانستم دينم را نسبت به تو ادا كنم ولي مادر عاجزانه از تو مي خواهم كه مرا ببخشي، ميدانم در نبود من بي تابي مي كني ولي بايد بياد عاشوراي حسيني بيفتي زماني كه زينب، ام كلثوم، رقيه و ديگر اهل بيت امام حسين كه جوانان خود را در راه اسلام از دست دادند چگونه صبر كردند ميداني تا قبل از اينكه آنها را به اسيري نبرده بودند صورت آنها را آفتاب نديده بود پس مادر تو هم بايد زينب گونه صبر و استقامت كني چرا كه تو هم يك مادر هستي، پس مـادر تـو هـم بايد خـوشحال بـاشي از اينكه جواني در راه اسلام از دست دادي. اگر مي خواهي من خوشحال باشم بايد در مردنم زاري نكني اگر غير از اين باشد بدان كه من هم ناراحتي مي كشم پس بدان كه خوشحالي تو شادي من است و نارحتي تو عذاب براي من است. اميدوارم خداوند به تو و همة‌ مادران شهيد داده صبر عظيم عنايت كند. انشاءالله

اميدوارم كه مرا از صميم قلب ببخشي تا اينكه خدا از من خشنود شود و ديگر اينكه مادر مي دانم چه آرزوهائي برايم داشتي ولي مادر بدان كه زينب (ع) هم براي قاسم همان آرزوها را داشت و چگونه در شهادت فرزندش صبر كرد اميدوارم كه تو هم آنچنين باشي. خداوندا هيچ فرزندي را مورد عاق والدين مگردان. امّـا پـدرم اي كسي كه بار مشقت زندگي را براي هر چه بيشتر فراهم كردن وسايل زندگي براي من بدوش كشيدي از اينكه نتوانستم اين زحمات تو را جبران كنم خيلي غمگين و ناراحتم ولي پدر بدان كه ابراهيم (ع) فرزندش اسماعيل (ع) را چگونه مي خواست بدست خودش براي رضاي خدا قرباني كند و قرباني او را خدا قبول كرد اميدوارم كه اين قرباني را كه تو به خدا دادي مورد قبول واقع شود. وصيتي كه بتو دارم اين است كه در مرگم صبر را پيشه كني و ترا هم مانند مادرم سفارش مي كنم كه بيتابي نكني چون باعث ناراحتي من مي شود اميدوارم كه مرا ببخشي و از اينكه نتوانستم صحبتهايت را سرمشق زندگي قرار دهم، اگر مي خواهي شادم كني هر شب جمعه برمزارم دعا و سورة فاتحه را بخوان خداوندا خودت پدران باين خوبي را حفظ و محافظت كن انشاءالله

و امّا شما برادران و خواهران، شما كه بعد ا زخدا و پدر و مادرم بهترين عزيزانم بوديد اميدورام كه مرا ببخشيد و همان وصيت هائي را كه به برادرانم در مسجد كردم شما هم بكار گيريد تا دين خود را به انقلاب ادا كنيد. اميدوارم كه در تمام لحظات زندگي موفق و پيروز باشيد اگر مي خواهيد كه خوشحال شوم هر وقت از نماز فارغ شديد دو ركعت نماز بنيت من بخوانيد ، خداوند همة‌ما را مورد آمرزش قرار دهد انشاءالله مبلغ 50000 ريال پول در بانك دارم كه 29000 ريال آن مال محسن است به او بدهيد و 1800 ريال به برادر حسن يعقوب زاده بدهكارم به او بدهيد. مقداري پول از ديگر برادران طلب دارم كه آنها را مي بخشم. موتور و ويترين از آن امير ميباشد و دوچرخه را به محسن و عباس مي بخشم، يك عدد تفنگ بادي پيش كريم است آنرا به خودش مي بخشم ميز و وسايل داخل آن مال منوچهر باقي مانده پول در بانك را براي ساختن مسجد مصرف كنيد يك عدد ساعت در دكور است كه مال برادر حسين پيماني است به او بدهيد و بگوئيد ببخشيد از اينكه نتوانستم كاري را كه گفته بود انجام دهم عذر مي خواهم به محمد توانائي اگر ايستاده است بگوئيد كه آن تابلو كه درست كرده بودي برايم به يكي ديگر از برادران كه خودت مايل باشي ببخش.

اللهم كن الوليك الحجه ابن الحسن صلواتك عليه و علي آبنه في هذه ساعه و في كل الساعه ولياً و حافظاً

برادر كوچك شما -  پرويز صداقت فرد

به اميد اينكه مرا بخشيده باشيد

7/12/1360

خاطره

مسوول پايگاه بود واز ستون هاي استوار مسجد به حساب مي آمد؛ بسيار بشاش، متين،  مودب و از محبوبيت خاصي بر خوردار بود . هيچ گاه لبخند ازروي لبانش دور نمي شد و هميشه سعي داشت شادي و نشاط را دردل ديگران ايجاد سازد . در عمليات پيروزمند فتح المبين شركت داشت؛ فرداي عمليات به دشمن پاتك زد و به اسارت آن ها در آمد اما با زيركي پا به فرار گذاشت .او با نيروهاي بعث درگير شد ودوباره به اسارت دشمن در آمد و بعد از ضرب و شتم فراوان شربت شهادت نوشيد .خبر شهادت پرويز بين بچه ها و خانواده اش پخش شد اما از پيكر مطهراو هيچ اثري پيدا نشد. هم رزمان او شهادتش را تاييد كردند. بنابراين برادر شهيد به اتفاق دوستان  براي يافتن پيكرش عزم خود را جزم كرده، به اكثراستانها سرزدند تا آن كه˝پرويز صداقت فر˝ را درحالي كه به پابوس ˝غريب توس˝ شتافته بود، در سردخانه ي مشهد مقدس يافتند و او راپس از يك ماه كه در جوار علي ابن موسي الرضا (ع) فيض مي برد، به آرامگاهش دراهواز انتقال دادند .

راوي : احمد نامخواه

  1. هنوز دیدگاهی داده نشده.
  1. No trackbacks yet.